شاعر (adab)
-
کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی / چو شمع از چشم گریان اشکباریهای من بینی ، هاتف اصفهانی @b3rsam
-
سزای تکیه گهت منظری نمیبینم / منم ز عالم و این گوشه معین چشم ، حافظ @b3rsam
-
پیش از آن دم، که دمد، خط شب از عارض روی / از سر زلف و رخت، لیل و نهاری بودست ، سلمان ساوجی @raminnietzsche
-
مرا از توست هر دم تازه عشقی / تو را هر ساعتی حسنی دگر باد ، حافظ @letssharehopes
-
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم / جواب تلخ میزیبد لب لعل شکرخا را ، حافظ @b3rsam
-
با رفیقان موافق، بند و زندان گلشن است / هر که شد دیوانه، چون زنجیر همپاییم ما ، صائب @raminnietzsche
-
به صحت و به امان زنده اند مردم دنیا / منم که زنده ام اما نه صحتی نه امانی ، شهریار @raminnietzsche
-
در دل چو خیال او تابد ز جمال او / دل بند بدراند او را نتوان بستن ، مولوی @imool
-
اگر چه حسن فروشان به جلوه آمدهاند / کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد ، حافظ @b3rsam
-
نمیگردد به خاطر هیچ کس را فکر برگشتن / چه خاک دلنشین است این که صحرای عدم دارد ، صائب @b3rsam
-
آفتاب و چرخ را چون ذرهها برهم زند / وز جمال خود دهدشان نو به نو سرمایهای ، مولوی @beygi
-
با پایهٔ جلال تو افلاک پایمال / وز دست بحر جود در دهر داستان ، حافظ @beygi
-
اگر تو دامن خود را به دست ما ندهی / ز دست ما نگرفته است کس گریبان را ، صائب @b3rsam
-
بار دگر آن جان پر از آتش و از آب / در لرزه چو خورشید و چو سیماب درآمد ، مولوی @shahrzad
-
دیگرم بخت رهایی از کمند عشق نیست / کار صید خسته با صید افکنی افتاده است ، رهی معیری @b3rsam
-
آن خوی ملوکانه که با شیر فرورفت / والله که نیامیزد با خون و پلیدی ، مولوی @shahrzad
-
جان و دل و عقل هر سه هستند / در عشق تو چون دو چشم یک تن ، سیف فرغانی @b3rsam
-
چشمم که هر دم میکند، غسلی به خوناب جگر / با این طهارت نیستم، زیبای دیدار شما! ، سلمان ساوجی @b3rsam
-
عشق من بر گل رخسار تو امروزی نیست / دیر سالست که من بلبل این بستانم ، سعدی @shahrzad
-
وعده که گفتی شبی با تو به روز آورم / شب بگذشت از حساب روز برفت از شمار ، سعدی @shahrzad