Shadname (shadname)
-
هر سال مامانم سفره رو با شیش تا سین می چید بعد صدا میکرد سحر بیا هفت سین کامل شه الان سال تحویل میشه ها
-
دارم کریستالا رو خشک می کنم با پام ننوی فسقلو تکون میدم، با کله ام هم واسش ادا در میارم ساکت شه ، ینی به یه وض فجیعی آره
-
فرشیِه .. فرش میشوریم .. فرشیِه
-
دارم از ویترینی عکس می گیرم که وختی کریستالا رو شستم و خشک کردم سر جاش بچینم ، خنده هم نداره در ضمن . بله با شمام ، شما نه اون یکی
-
خونه تکونی و نظافت و شب عید همگی عنن
-
تمام همیّت و جدیّت خودم رو جمع می کنم بلکم پام برسه به دراور تکونش بدم بالش فسقل بیوفته پایین و بخوابونمش ، شیرازیّت پنهان درونم مانع میشه
-
یه جا خوندم مردایی که خیلی ادای آدمای عاشقو در می آرن میخوان ضعف سستی کمرشون رو لاپوشونی کنن ، بی ادب
-
تو که چشمات خیلی قشنگه ، رنک موهات تخمیه به نسبت
-
میگم پول برق چقد اومده واستون میگه ما از برق امام (قاچاقی) استفاده می کنیم . میگم آب چی ؟ نکنه اونم از آب ِ امام (ره) استفاده می کنید ؟
-
یکی هم بود وختی می خواس قسم بخوره می کوبید رو باسنش می گفت به این برکت (گفته بود قبلاً؟) :دی
-
از طرز قسم خوردن بعضیا خوشم میاد ، مثلاً میگه به جون هرچی مرده
-
تافتهی تو جوب یافته
-
فسقل دستشو تا آرنج (اون #آرنج نه ها !) کرده تو دهنش ملچ مولوچ میکنه
-
میگم چرا اینقدر زود گشنم شد تو نگو این زلزله جاپون سرعت گردش زمین رو تندتر کرده
-
اه اه یه دونه پوشک فسقل هم قاطی لباسا انداختم تو ماشین لباسشویی .. عن تو این حواس
-
اینجوری نمیشه باهاس چنتا اکانت بسازم تا اونا از من یه اسطوره بسازن
-
هیشکدوم از پرستارای بیمارستان باورشون نمیشد که من نماز بخونم، مگه من شاخ دارم ؟
-
@akbarnasr آره اکبر خوبم اسمایلی بادمجون بم و اینا
-
دیشب همساده بالایی اومد دم در فکر کردم اومده عیادتم ، میگه شما مشروب نمی خورید ؟ شیشیه خالیشو میخوام واسه روی کابینت مون
-
به نام الله پاسدار خون شهیدان ، اینجانب جیش دارم کف توالت هم جرم گیر ریختم اسمایلی مثه مار به خودن پیچیدن